راه حلی برای جبران ضرر


استفاده از رویدادهای دلخواه برای تایید یا رد یک فرضیه یا ایده؛ نسبت دادن مهارت یا عدم مهارت به نتیجه ای که ماهیت غیرسیستماتیک دارد؛ پیدا کردن دلایلی(غیرمنطقی و به عبارتی توجیه) برای رفتارهای مثبت یا منفی حاصل از آنچه که عملکرد طبیعی ندارد، مانند بازارهای مالی.

علایم کمبود منیزیم در بدن چیست؟

منیزیم یکی از مواد معدنی بسیار مهم در بدن ما است. این ماده در نزدیک به ۳۰۰ واکنش بیوشیمیایی بدن نقش دارد. بر اساس برخی برآوردها، حدود ۹۰% افراد دچار کمبود منیزیم هستند. متاسفانه کمبود منیزیم به سادگی از طریق آزمایش قابل تشخیص نیست. منیزیم در جلوگیری از کلسیفیکاسیون (تجمع کلسیم در بافت) سرخرگ ‌ها و در نتیجه سلامت قلب و عروق نقش مهمی دارد. این ماده، از طریق افزایش تاثیر ویتامین D به جذب بیشتر کلسیم و در نتیجه در سلامت استخوان ها، تاثیر مثبت دارد. کمبود این عنصر راه حلی برای جبران ضرر می تواند موجب کاهش کلسیم استخوان ها و در نتیجه پوکی استخوان شود. منیزم باعث ایجاد انرژی در بدن، سم زدایی، فعالیت عضلات و اعصاب، کمک به هضم پروتئین، هیدارت های کربن و چربی ها، همچنین کمک به عملکرد انتقال دهنده‌های عصبی مثل سروتونین در بدن می شود.

بدن یک انسان بالغ، در حدود ۲۵ گرم منیزیم دارد که بیش از نیمی از آن در استخوان ها و بقیه در بافت های نرم بدن است. کمتر از یک درصد منیزم بدن در خون است که این مقدار توسط کلیه ها تنظیم می شود.

فوری مشاوره بگیرید

میزان نیاز روزانه منیزیم

منیزیم مورد نیاز در سنین مختلف و در مردان و زنان متفاوت است. میزان تقریبی نیاز روزانه به منیزیم عبارتند از:

  • کودکان زیر شش ماه ۳۰ میلی گرم
  • کودکان هفت ماهه تا سه ساله ۸۰ میلی گرم
  • کودکان چهار تا هشت ساله ۱۳۰ میلی گرم
  • کودکان نه تا سیزده ساله ۲۴۰ میلی گرم
  • پسران و مردان بالای ۱۴ سال ۴۲۰ میلی گرم
  • دختران و زنان بالای ۱۴ سال ۳۲۰ میلی گرم

میزان مصرف روزانه منیزیم

دلایل کمبود منیزیم

مهم ترین دلیل کمبود منیزیم در بدن ما عبارتند از :

  • کاهش میزان منیزیم موجود در خاک و در نتیجه کاهش منیزم در مواد غذایی روزانه
  • افزایش مصرف روزانه شکر و کافئین در عادات غذایی
  • استفاده از فلوراید و کلر در آب لوله کشی که موجب ترکیب این مواد با منیزیم و در نتیجه کاهش منیزیم در آب مصرفی می شود.
  • افزایش میزان استرس روزانه انسان ها در زندگی ماشینی و پرسرعت امروزی

وقت دکتر داخلی بگیرید

علائم کمبود منیزیم

همانگونه که ذکر شد، شناسایی کمبود منیزیم توسط آزمایشات تشخیص طبی به سادگی امکان پذیر نیست. کمبود منیزیم معمولا در بدن عوارض و علائمی را ایجاد می کند که به شناخت آن کمک می نماید.

ار علائم کمبود منیزیم می توان به این نشانه ها اشاره کرد:

  • خستگی
  • ضعف
  • بی حسی و گزگز در دست و پا
  • سردرد
  • حالت تهوع
  • تغییرات شخصیتی
  • اضطراب و افسردگی
  • انقباضات و گرفتگی عضلانی
  • تشنج
  • ریتم غیر طبیعی قلب
  • فشار خون بالا
  • اسپاسم عروق کرونر قلب
  • مشکلات هورمونی در زنان
  • کم خوابی و مشکلات خواب
  • کاهش اشتها

فوری مشاوره بگیرید

منابع طبیعی تامین منیزیم بدن

مواد غذایی مختلفی هستند که می توانند منیزیم مورد نیاز بدن را تامین نمایند. البته این در صورتی است که این مواد غذایی از خاک دارای منیزیم کافی بدست آمده باشند.

منابع گیاهی منیزیم عبارتند از:

  1. اسفناج: هر فنجان اسفناج حاوی ۱۵۷ میلی‌گرم منیزیم
  2. برگ چغندر:‌ هر فنجان برگ چغندر حاوی ۱۵۴ میلی‌گرم منیزیم
  3. تخمه‌ی کدو: یک ‌هشتم فنجان تخمه‌ی کدو حاوی ۹۲ میلی‌گرم منیزیم
  4. بادام: هر فنجان بادام حاوی ۸۰ میلی‌گرم منیزیم
  5. آووکادو: یک عدد آووکادوی متوسط حاوی ۵۸ میلی‌گرم راه حلی برای جبران ضرر منیزیم
  6. انجیر: نصف فنجان انجیر حاوی ۵۰ میلی‌گرم منیزیم
  7. شکلات تلخ: ۶۵ گرم شکلات تلخ حاوی ۹۵ میلی‌گرم منیزیم
  8. موز: یک عدد موز متوسط حاوی ۳۲ میلی‌گرم منیزیم

خوراکی های سرشار از منیزیم

منابع حیوانی تامین منیزیم شامل:

  1. شیر و لبنیات مانند ماست
  2. انواع ماهی ها مانند سالمون

جهت تشخیص کمبود منیزیم و انجام آزمایشات لازم و دریافت رژیم غذایی یا مکمل های مورد نیاز بدنتان، حتما به پزشک متخصص مراجعه کنید. جهت دریافت نوبت از پزشک فوق متخصص داخلی ، با مراجعه به وب سایت درمانکده می توانید به سادگی و سرعت نوبت دریافت نمایید.

95 درصد مبادله گران ضرر می کنند؛ اما چرا؟

مبادلات ارزهای رمزنگاری

طبق آمارهایی که منتشر شده، حدود 95 درصد از مبادله گران، به ویژه مبادله گران آماتور، ضرر می کنند و سرمایه خود را از دست می دهند. اما وقتی عمیق تر می شوید، متوجه خواهید شد که تعداد بیشتر خواهد بود. این حرفه، مبادله گران مشتاق زیادی را نابود می کند.

اما چرا بسیاری از افراد باهوش به سمت حرفه ای کشیده می شوند که شانس شکست بسیار بالایی دارد؟

6 آمار قابل توجه و ناخوشایند از مبادله کنندگان

یکی از دلایل جاذبه این بازار، برخی تبلیغات دروغی است که در مورد آن می شود. این که راحت در خانه بر روی کاناپه می نشینید و درآمد کسب می کنید. واقعیت این است که انجام روزانه مبادلات بسیار دشوار است و در صورتی که درست عمل نکنید می تواند تمام سرمایه شما را با خطر مواجه کند.

با چند آمار کلیدی و قابل توجه که توسط Tradeciety منتشر شده است شروع می کنیم:

  1. 80 درصد از معامله گران روزانه، در طی دو سال اول از بازار خارج می شوند.
  2. در بین تمام معامله گران روزانه، نزدیک به 40 درصد آنها فقط برای یک ماه هر روز مبادله انجام می دهند.
  3. در طی 3 سال، تنها 13 درصد به مبادلات روزانه ادامه می دهند. بعد از 5 سال تنها 7 درصد باقی می ماند.
  4. به طور میانگین، سرمایه گذاران شخصی، عملکردی در حدود 1.5 درصد پایین تر از شاخص بازار در هر سال داشته اند.
  5. این مقدار برای معامله گران فعال 6.5 درصد پایین تر در هر سال بوده است.
  6. معامله گران با سابقه 10 ساله همچنان به مبادلات خود ادامه می دهند.

نکته آخر حاکی از آن است که مبادله گران با سابقه، حتی اگر سیگنال های منفی در مورد توانایی تجارت خود دریافت کنند، باز هم به کار خود ادامه می دهند. اما چرا؟

واقعیت این است که بیشتر معامله گران آمادگی لازم برای مواجه شدن با چالش های پیش رو را در هنگام ورود نداشتند و بسیاری از تجارب و درس ها را به سختی و راه حلی برای جبران ضرر با پول و سرمایه واقعی خود کسب کرده اند. آنها چالش های روانشناختی مبادلات و تجارت را دست کم می گیرند و در از بین بردن و کنترل احساسات خود ناکام هستند.

آنها در استفاده از سیستم مشخص خود شکست می خورند. هنگامی که یک سیستم تعریف شده و مشخص دارند، به محض اولین شکست از آن خارج شده و مبادلاتی خارج از آن قوانین انجام می دهند. اینها دلایل آشکار ضرر و زیان است.

تشدید مبادلات تصادفی چیست؟

شاید یک دلیل قابل توجه نسبت به سایر دلایل که معامله گران شکست می خورند، اصل تشدید و تقویت انجام مبادلات تصادفی باشد. این اصل همچنین توضیح می دهد که چرا اغلب آنها به مبادلات خود، حتی پس از شکست های مکرر، ادامه می دهند. طبق آنچه در سایت Investopedia آمده، تشدید مبادلات تصادفی عبارت است از:

استفاده از رویدادهای دلخواه برای تایید یا رد یک فرضیه یا ایده؛ نسبت دادن مهارت یا عدم مهارت به نتیجه ای که ماهیت غیرسیستماتیک دارد؛ پیدا کردن دلایلی(غیرمنطقی و به عبارتی توجیه) برای رفتارهای مثبت یا منفی حاصل از آنچه که عملکرد طبیعی ندارد، مانند بازارهای مالی.

بازار عادت دارد که در ابتدا به عملکردهای نادرست پاداش دهد، در حالی که همزمان عملکردهای درست را با تنبیه پاسخ می دهد. به ویژه در بازارهایی با حجم سرمایه پایین. بیایید از یک مثال ملموس برای توضیح این اصل استفاده کنیم.

باب می خواهد از کار خود خارج شده و وارد معاملات ارز رمزنگاری شود. او سرمایه اولیه برای این منظور را تهیه کرده، بازارها را بررسی و نظرات را در توییتر دنبال می کند. باب می بیند که در توییتر در مورد یک آلت کوین صحبت می شود. نمودار آن را باز کرده و مشاهده می کند که قیمت آن به سرعت در حال افزایش است. او آن آلت کوین را خریداری می کند. او به حمام می رود و وقتی بر می گردد آن را با سودی خوب می فروشد. او این کار را دوباره قبل از ناهار انجام می دهد و بعد از ناهار باز هم در معامله خود موفق می شود. باب حالا احساس می کند که معامله گر با استعدادی است.

پس مشکل چیست؟ باب بدون داشتن سیستم و برنامه ای معامله می کند و با این اعتقاد که معاملات اولیه او سود داشته فریب می خورد و سایر معاملات خود را به صورت تصادفی و با این احتمال که سود آور است، انجام می دهد. بازار، ابتدا به عملکرد نادرست او پاداش داده. همه ما می دانیم که این داستان چطور تمام می شود. باب همچنان به ثبت مبادلات تصادفی خود ادامه داده و سرانجام سرمایه خود را از دست می دهد.

اما این داستان می تواند روی دیگری هم داشته باشد. فرض کنیم که باب از مبادلات خود درس گرفته و ماه ها زمان را صرف تدوین یک نقشه و برنامه مبادلاتی کرده است. برنامه ای شامل مدیریت ریسک، تخصیص مناسب سرمایه به هر دارایی و قوانین کامل تجارت.

او در مبادلات خود یک فرصت مناسب را برای ورود پیدا می کند. یک نقطه ورود مناسب و سپس خروج. او دوباره و دوباره تلاش می کند. او در 10 تلاش خود 7 بار شکست می خورد. بازار عملکرد درست باب را با تنبیه پاسخ داده است. تردیدهای باب در مورد عملکرد طرح و برنامه اش شروع می شود. او یک مبادله پر ریسک را بر خلاف قوانینش، ثبت می کند و موفق می شود. در کمال تعجب او بار دیگر این کار را تکرار کرده و موفق می شود. باب اکنون با طرح اولیه و تصادفی خود به بازار برگشته و بدون برنامه تجارت می کند، زیرا بازار به عملکرد نادرست او پاداش داده است.

بازار بر اساس اصل تشدید مبادلات تصادفی و با دور کردن باب از برنامه مبادلاتی خود، مجددا باعث شده تا او به انجام تصادفی مبادلات بپردازد. او مبادلات خود را با خطر بالا و با انگیزه جبران ضرر، انجام می دهد و باز هم نتیجه مشخص است.

در سال 2017 همه نابغه بودند

مفهوم تشدید مبادلات تصادفی راه حلی برای جبران ضرر هیچگاه به اندازه حباب سال 2017 آشکار و واضح نبود. بازار سهمی گونه آن زمان باعث شد بسیاری از افراد شانس را با مهارت اشتباه بگیرند.

معامله گران آماتور با سرمایه گذاری تصادفی در ارزها و فروش آنها دستاورهای زیاد و سریعی داشتند. در واقع در سال 2017 همه نابغه تجارت بودند. اما سال 2018 از راه رسید و حباب بیت کوین ترکید و این معامله گران آماتور، آمادگی لازم برای مقابله با کاهش قیمت ها را نداشتند. آنها نتوانستند دارایی های خود را بفروشند و کورکورانه آنها را نگه داشتند تا این که همه چیز را از دست دادند.

درک این که بازار ارزها پویا است و در حال سقوط ثابتی است، نکته کلیدی در کسب سود بود. معامله گر باید یاد بگیرد و بتواند تعیین کند که چه حدی از سود یا ضرر متعلق به مهارت است و چه حدی از آن تصادفی است. این مهارت توسط تجارت با یک برنامه مشخص و در یک بازه زمانی طولانی مدت حاصل می شود.

هر معامله گر باید یک برنامه به خوبی توسعه یافته و آزمایش شده(از طریق پلتفرم های فرضی که در آن می توان بدون استفاده از پول واقعی مبادلاتی را انجام داد) داشته باشد. برنامه ای با قوانین نوشته شده برای ورود، خروج، حد ضرر، اندازه سرمایه گذاری و میزان ریسک. یک مبادله گر نباید هرگز خارج از برنامه خود تجارت کند.

به برنامه خود پایبند باشید

بیشتر از یک درصد از سرمایه معامله گر نباید در معرض مبادلات پر ریسک باشد. این کلید حفاظت در برابر مبادلات با ضررهای متوالی است. فرد باید برنامه خود را برای مدت طولانی و با انجام صدها مبادله آزمایش و بررسی کند. یک سیستم و برنامه خوب در یک بازه طولانی حاشیه سود مناسبی را می دهد.

تجارت و مبادله خوب باید تجارتی تعریف شود که در آن یک معامله گر مبادلات خود را با برنامه پیش می برد و بر اساس برنامه خود عمل کرده و مدیریت ریسک دارد. اینها همه عناصر قابل کنترل هستند.

از سوی دیگر تجارت بد تجارتی است که در آن مبادله گر از قوانین خود پیروی نمی کند و معاملات را بر اساس قضاوت خود پیش می برد. این یک تجارت بد است حتی اگر تعدادی از مبادلات آن بر حسب اتفاق، سودآور باشند.

معامله گران با تهیه یک برنامه به خوبی آزمایش شده می توانند بر خطرات تشدید مبادلات تصادفی غلبه کرده و احساسات خود را در انجام مبادلات کنترل کنند و یاد بگیرند چطور می توانند در بازار سود کنند. به این ترتیب می توانند جزو 5 درصدی باشند که سود می کنند.

10 راهکار برای جبران هر گونه اشتباه در گذشته و حال

اگر در محل کار اشتباهی کردید که به دیگران آسیب رساند آن را از رئیستان پنهان نکنید و سعی کنید خودتان این موضوع را به او بگویید همچنین از برنامه خود برای جبرانش توضیح دهید.

10 روشی که جبران اشتباه حتما باید انجام دهید

ممکن است گاهی اوقات در کار به مشکل برخورد کنیم، و یک اشتباه بزرگ و مهم را انجام دهیم . اما حتی یک اشتباه بزرگ میتواند تصحیح شود ، با آسیب شناسی درست می توان شرایط را تغییر داد . در این بخش از نمناک لیستی از انواع روش ها برای شما تهیه شده است، تا در هنگام انجام کار اشتباه استفاده کنید و از شرایط فرار نکنید.

جبران اشتباه در کار

1:در صورت امکان، برنامه ای برای حل مشکل ایجاد کنید:

خیلی راحت از کنار مشکلات رد نشوید ، درست است که ممکن است افراد دیگر در حل مشکل مشارکت داشته باشند. با این حال، اگر مشکلی ایجاد کردید، مسئولیت برنامه ریزی برای حل آن را بر عهده بگیرید.

این برنامه نیاز به اقدامات عملی دارد، افرادی که شامل آن می شوند، و زمانی که اقدامات طول میکشند. افرادی که درگیر آن هستند، احتمالا رئیس، همکاران و هر مشتری داخلی یا خارجی می باشند،که بر اثر اشتباه درگیر خواهند شد.

برنامه ریزی برای جبران

2:با رئیس خود صادق باشید:

تلاش برای پنهان کردن اشتباهات به ندرت کار می کند ، هنگامی که رئیس شما توسط شخص دیگری از موضوع با خبر میشود، شرایط برای شما بدتر خواهد شد در این نوع وضعیت، مهم است که شما اطلاع رسانی کنید. هر چند سخت باشد،اما شما باید با قدرت عمل کنید، نفس عمیقی بکشید و با رئیس خود صحبت کنید.

توضیح به رئیس

3:اجازه دهید که رئیس در مورد برنامه شما بداند:

در این وضعیت، و در واقع در هر زمان دیگری، هرگز برای یک مشکل کوچک به رئیس خود مراجعه نکنید، بلکه راه حل هم ارائه دهید در این مورد، با برنامه ای که طراحی کرده اید،پیش رئیس بروید تا حداقل متوجه شود که شرایط تحت کنترل است.

جبران اشتباهات گذشته

4:به گروه های آسیب دیده شرایط را بگویید:

اجازه دهید کسانی که با اشتباه شما آسیب می بینند، باخبر شوند که چه اتفاقی افتاده است، اما فقط جزئیات فنی را به اشتراک بگذارید و در عوض بر اینکه چگونه وضعیت بر آنها تاثیر می گذارد ،تمرکز کنید:چه محدودیت هایی وجود دارد، چه کارهایی را نمی توان انجام داد، و چه مدت انتظار می رود که این محدودیت ها و عدم عملکرد به پایان برسد.

مهمتر از همه، هر کاری را که می توانید انجام دهید، ارائه کنید. از پیشنهادات دیگران نیز استفاده کنید. اگر این اشتباه شامل قطع شدن سیستم باشد، شاید برخی از تکنسین ها بتوانند کمک کنند.اگر شما مجبور هستید و می توانید این کار را انجام دهید،از نظر بازنشستگان استفاده کنید.

صحبت با ضرر کرده ها

5:دیگران را سرزنش نکنید:

شما دیگر در مدرسه نیستید سعی کنید دیگران را سرزنش نکنید، شما را غیر حرفه ای جلوه میدهد، و دید دیگران نسبت به شما را عوض میکند. برعکس (و به طرز عجیب و غریب)، مسئولیت پذیری و پذیرش اشتباه شما می تواند برای شما احترام به همراه داشته باشد.

سرزنش کردن

6:به گذشته نگاه نکنید:

یادگیری از گذشته می تواند به جلوگیری از اشتباهات تکراری کمک کند. با این حال، یادگیری از گذشته را با ماندن در گذشته اشتباه نگیرید این امر مستلزم خودکفایی بی پایان و اغلب خودخواهانه است، که هیچ کدام از اینها به حل وضعیت کمک نمی کند.

جبران اشتباه در رابطه

7:یک لیست از درس های آموزنده تهیه کنید :

"کسانی که گذشته را به یاد ندارند محکوم به تکرار آن هستند." شاید این یا جمله های مشابه را شنیده باشید. نکته آنها روشن است:ما باید اشتباهی را که انجام دادیم را درک کنیم تا بتوانیم در آینده از آن جلوگیری کنیم. مستند سازی اشتباه و اقداماتی که برای حل آن انجام شده است، در این زمینه مهم هستند.

8:از کسانی که آسیب دیده اند، عذرخواهی کنید:

اشتباهات اغلب به دیگران در زمان و بهره وری از دست رفته نیز آسیب میرساند در نتیجه، حتی اگر شما مشکل را حل کنید، افرادی که تحت تأثیر آن قرار گرفته اند ممکن است هنوز هم ناراحت باشند.

عذرخواهی کردن برای بار دوم شرایط را خیلی بهتر خواهد کرد. با این کار شما نشان می دهید که شرایط افراد را درک میکنید.

جبران اشتباهات زندگی

9:تعیین اینکه اشتباه در کجا رخ می دهد:

باید سایر بخش های کسب و کار یا سایر برنامه ها را در نظر بگیرید ، تا چه اندازه آنها شرایط مشابه، رویه ها یا افرادی را دارند که می توانند همین مشکل را تجربه کنند؟شما ممکن است بخواهید به این مناطق هشدار دهید و آنها را از بروز اشتباهات مشابه با خبر کنید.

10:به نقاط مثبت اشتباهات نگاه کنید:

معمولا افراد بر جنبه ی منفی مشکلات متمرکز میشوند. که یک روش عادی است. با این حال، آیا شما می توانید یک چیز خوب،هر چند کوچک را از دل این مشکل به وجود آمده، پیدا کنید؟ یکی از مفاهیم کلیدی ، این است که "وضعیت" را اصلاح کنیم، یعنی تغییر در نحوه نگاه یک فرد به مشکلات.

نفع اعتماد درخسارات قراردادی چیست ؟

انواع طلاق چیست

این قضیه که قواعد حقوقی را می توان تنها با اشاره به اهداف آنها درک کرد، امروز به ندرت به عنوان یک حقیقت هیجان انگیز در نظر گرفته میشود. این تصور که قانون به عنوان وسیله راه حلی برای جبران ضرر ای برای یک هدف موجودیت دارد، امری عادی برای حداقل نیم قرن بوده است.

با این وجود، هیچ توجیهی برای این فرض وجود ندارد،چرا که این نگرش در حال حاضر احترام و حتی ابتذال کسب کرده است، و از یک کاربرد فراگیر در عمل برخوردار است. حتی امروز چند رساله حقوقی وجود دارد که نویسنده به روشنی اهدافی را تعریف کرده است که تعاریف و تفاوتهای او را در بر میگیرد. هنوز بسیار مایل به پذیرش این استعاره هستیم که ممکن است مفاهیم حقوقی بدون جهت گیری که از پرس و جو ساده می آید، دستکاری شود:

به سمت چه هدفی این فعالیت هدایت میشود؟ این مشاهده نیچه، که رایج ترین حماقت عبارت است از فراموش کردن آنچه که شخص در تلاش است تا انجام دهد، یک ارتباط ناکارامد با علم حقوق حفظ کرده است.

ما میزان آسیب را می سنجیم

در هیچ زمینه این صحیح تر از زمینه خسارات نیست. در ارزیابی خسارت ،قانون نه به عنوان یک دستور هدفمند امور انسانی، بلکه به عنوان یک نوع سنجش فقهی درک میشود. زبان تصمیمات به نظر دستوری نمی آید بلکه اکتشافی است.

ما میزان آسیب را می سنجیم،ما تعیین می کنیم که آیا آن بوسیله عمل مدعی علیه ایجاد شده است؛ما معلوم می کنیم که آیا شاکی همان مورد از آسیب را دو بار در شکایت خود لحاظ کرده است. فرد ناآشنا با قضیه های اثبات نشده تقریبا ممکن است به این فرض سوق داده شود که روچستر ابزاری مبتکرانه ایجاد میکند که توسط آنها این محاسبات انجام می شود.

بیانیه استعاری از تاثیر حکومت قانونی

واضح است که درمواردی که قانون خسارت به “سنجش ” و “تعیین” ، “آسیب”، “اقلام آسیب”، “ارتباطات غیر مهم”، و غیره مرتبط میشود- به میزان قابل توجهی روند “سنجش ” و “تعیین” آنها بخشی از روند ایجاد آنهاست. واضح است زمانی که دادگاه در حاشیه آموزه های موجود کار کند، مطابق اصول اساسی و تثبیت شده نیست.

برای مثال، برای فردی غالبا قانون خسارات قراردادی “عادی” ست (که به متعهدله ارزش توقع، “سود از دست رفته” مقرر می دارد) و با آن به عنوان یک نتیجه صرف و بیش از اصل اساسی برخورد می کند و هدف از اعطای خسارت، “جبران” آسیب است. با این حال در این مورد ما ضرر شاکی را با دادن چیزی که او تا به حال هرگز نداشته”جبران” می کنیم.

در ظاهر چنین به نظر می رسد که این یک نوع عجیب و غریب از “جبران”است. برای اطمینان می توانیم، اصطلاح “جبران” را مناسب جلوه دهیم با گفتن این که نقض عهد مدعی علیه، شاکی را از امید و توقع “محروم” ساخته است.

اما این ،در اصل فقط یک بیانیه استعاری از راه حلی برای جبران ضرر تاثیر حکومت قانونی است. در واقع ضرری که شاکی از آن رنج می برد (محرومیت از توقع) ماخذی از طبیعت نیست بلکه بازتابی از یک نظم هنجاری است. تنها با ارجاع به یک باید و شاید ناگفته “ضرر” به نظر می رسد. در نتیجه، زمانی که قانون خسارات را توسط ارزش عملکرد وعده داده شده می سنجد آن صرفا اندازه گیری یک کوانتوم نیست، بلکه به دنبال یک پایان است، هر چند ممکن است این پایان مبهم به نظر برسد.

رای خسارات قراردادی

به همین دلیل جدا کردن قانون خسارت قرارداد از انگیزه ها و سیاست های بزرگتر که قانون کلی قرارداد را شامل می‌شود غیر ممکن است. متاسفانه به دلیل سادگی موضوع ما، فرض کمرنگ شدن عنصر هدفمند و سیاست محور قانون قرارداد در قوانینی که قرارداد و نقض عهد را تعریف می کند، غیر ممکن است.

اگر این امکان پذیر بود قانون خسارت قرارداد راه حلی برای جبران ضرر راه حلی برای جبران ضرر در واقع ساده می بود و ما یک معیار سنجش جبران واحد برای همه قراردادها داشتیم. البته قضیه این نیست.

چه ملاحظاتی برپایی ارزیابیهای مختلف جبران برای انواع مختلف قرارداد را تحت تاثیر قرار می دهد ؟

چه عواملی استثناهای متعدد وارد بر قانون معمول را توضیح میدهد که در آن خسارات را با ارزش توقع می سنجند ؟

واضح است که می توان این سوالات را بدون بررسی دلایلی که به طور معمول انجام عهد را تحت تاثیر قرار می‌دهند پاسخ داد.

در این بحث ما ابتدا تلاش می کنیم اهدافی را تحلیل کنیم که ممکن است عموما متعاقب رای خسارات قرارداد و یا اجرای قراردادها باشد. پس باید تلاش کنیم تا بررسی کنیم که تا چه میزانی و تحت چه شرایطی این اهداف در تصمیمات و بحث های عقیدتی تجلی یافته اند. همانطور که از عنوان مقاله بر می آید تاکید اولیه بر روی “اعتماد ” به عنوان معیار جبران در دادخواست های نقض عهد قرارداد است.

اهداف متعاقب در رای خسارات قراردادی

تشخیص اهداف اصلی که ممکن است متعاقب رای خسارات قرارداد باشد راحت است. این اهداف و شرایط مختص آنها ممکن است به اختصار به شرح زیر باشد :

اول، شاکی بر اساس اعتماد بر عهد مدعی علیه امتیازی به وی اعطا کرده است. مدعی علیه به عهد خود عمل نکرده است. دادگاه ممکن است وی را مجبور به برگرداندن و جبران امتیازی کند که از شاکی دریافت کرده است. موضوع ممکن است در اینجا به این صورت باشد ممانعت از منفعت توسط قصور متعهد در هزینه متعهدله و یا به عبارتی دیگر ممانعت از بهره مندی ناعادلانه . این نفع همان اعاده یا جبران است.

برای این هدف چگونگی طبقه بندی دادخواست در این موارد کاملا بی اهمیت است، آیا مورد قراردادی است یا شبه قراردادی؟ و آیا دادخواست مجری قرارداد است؟ و یا آیا دادخواست بر اساس ابطال قرارداد است؟ این سوالات مرتبط با ساختار قانون است و به خط مشی های اساسی که ما با آنها سر و کار داریم ارتباطی ندارد.

دوم،شاکی در اثر اعتماد به قول مدعی علیه جایگاه خود را تغییر داده است. برای مثال خریدار در یک قرارداد فروش ملک هزینه تحقیق عنوان فروشنده را متحمل شده است و یا فرصت ورود به معاملات دیگر از وی گرفته شده است.

ممکن است با هدف از میان برداشتن ضرری که در اثر اعتماد شاکی به قول مدعی علیه بر او وارد شده، خسارات شاکی را جبران کنیم . هدف ما بازگرداندن او به جایگاهی است که او قبل از عقد عهد در آن بوده است. اینجا این نفع اعتماد نامیده می شود.

سوم بدون در نظر گرفتن اعتماد متعهدله یا بهره مندی متعهد، ممکن است به دنبال اعطای ارزش مورد انتظاری که عهد ایجاد کرده به متعهد له باشیم. ممکن است در دادخواستی در موارد خاص مدعی علیه را وادار به انجام فعل وعده داده شده به شاکی کنیم و یا در دادخواست خسارات مدعی علیه را وادار به پرداخت نقدی ارزش این فعل سازیم. اینجا هدف ما قرار دادن شاکی در همان جایگاهی است که در صورتی که مدعی علیه به وعده خود عمل می کرد او در این جایگاه قرار می گرفت. که ما این نفع را نفع انتظار می نامیم.

خسارت مالی

نفع جبران

نفع جبران از دو عنصر تشکیل شده است:

1-اعتماد متعهدله

2-پیامدی متوجه

به منظور نیل به برخی اهداف مجزا سازی این عناصر ضروری است. در برخی موارد ممکن است متعهد بعد از نقض عهد با یک دستاورد ناعادلانه در حالی عهد را ترک کند که این دستاورد ناعادلانه از متعهدله اخذ نشده (و یک شخص ثالث ملاحظات را فراهم کرده است ) یا اینکه این دستاورد نتیجه اعتماد متعهدله نیست (متعهد قولی را نقض کرده که متناسب با نفع متعهدله نیست ).

حتی در مواردی که دستاورد متعهد در نتیجه اعتماد متعهدله است ممکن است برآورد خسارات چیز متفاوتی باشد و این بستگی به این دارد که آیا ما دستاورد متعهد یا ضرر متعهدله را به عنوان مقیاس سنجش در نظر می گیریم. اگر چه عموما دستاوردی که متعهد کسب میکند با توجه به ارزیابی حقوقی آن با ضرر متعهدله مطابقت دارد.

پس برای این منظور کارآمدترین طبقه بندی، طبقه بندی است که در نفع جبران ارتباطی بین نفع متعهد و ضرر متعهدله متضمن شود. اگر در نفع جبران منفعتی کسب شده که موجب ضرر شاکی شده در اثر اعتماد باشد پس نفع جبران مورد خاصی از نفع اعتماد است.

فع اعتماد تمامی موارد تحت نفع جبران را در بر خواهد گرفت و نفع اعتماد تنها در مواردی گسترده تر از نفع جبران خواهد بود که در آن شاکی بدون بهره مند سازی مدعی علیه به قول او اعتماد کرده است.

تفاوت میان نفع اعتماد و نفع توقع

نباید تصور کرد که تفاوت میان نفع اعتماد و نفع توقع با چیزی که بین “خسارت وارده” و ” سود منع شده “است منطبق باشد. با این حال در وحله اول اعتماد باعث ” ضرر ” ( هزینه های کارگری و نقدی) می شود. همچنین ممکن است فرصت های منفعتی هم در اثر اعتماد به قول از دست برود.

بنابراین نفع اعتماد باید طوری تعبیر شود که حداقل دو حالت “سود منع شده ” و ” خسارت وارده ” را در بر بگیرد ( آیا ” سود منع شده ” از طریق اعتماد به یک قول در خساراتی به طور صحیح قابل جبران است؟ این سوالی است که اینجا مشخص نشده است. بطور واضح معیارهای جزئی خاصی از جمله ” خاصیت سببی ” و ” قابلیت پیش بینی ” پیشنهاد شده است.

برای هدف فعلی ما کافی است توجه داشته باشیم که در خود تعریف نفع اعتماد چیزی نیست که موردهایی از این قبیل را مستثنی کند). از سوی دیگر مترادف سازی کامل نفع توقع با “با سود منع شده ” ممکن نیست. ناامیدی از یک توقع اغلب مستلزم ضرر یک نهاد مثبت است.

واضح است که سه نفعی که ما تفکیک کردیم ادعاهایی یکسان و برابر به مداخلات قضایی ارائه نمی دهند. ممکن است چنین فرض شود که شاخص های عادی عدالت به نیاز دخالت قضایی بستگی دارد که این نیاز به ترتیبی که این سه نفع را بیان کردیم در این نفع ها کاهش می یابد. نفع جبران که ترکیبی از تضعیف ناعادلانه و کسب منفعت ناعادلانه است، سخت ترین و محکم ترین نوع جبران است.

طبق فلسفه ارسطو اگر مقصود ما از عدالت موازنه منفعت میان اعضای جامعه باشد، نفع جبران دو بار عرضه می شود هم به عنوان ادعایی در مداخله قضایی و هم در نفع اعتماد، بنابراین اگر شخص الف سبب شود که شخص ب یک واحد را از دست بدهد و بعد آن واحد را به خود اختصاص دهد، اختلاف بین الف و ب تنها یک واحد نیست بلکه دو واحد است.

از قلمرو عدالت تادیبی تا عدالت توزیعی

از سوی دیگر متعهدله ای که واقعا به عهد اعتماد کرده، گرچه حتی ممکن است نفعی به متعهد نرسانده باشد، اصرار بیشتری به جبران خواهد داشت نسبت به متعهدله ای که صرفا خواستار رضایت مندی از شرایط نا امید کننده ای است که در اثر عملی نشدن عهدی که به او داده اند ایجاد شده است. بعد از گذر از منافع جبران تغییر جایگاه و جبران خسارت مادی، دوباره از اصطلاحات ارسطو استفاده می کنیم؛

از قلمرو عدالت تادیبی تا عدالت توزیعی. قانون صرفا به دنبال بهبود یک جایگاه توزیع شده است تا آن را به جایگاهی جدید برساند و به صورت تدافعی یا اعاده ای عمل نمی کند و نقش فعال تری دارد: به مرور توجیه جبران قانونی کیفیت واضح آن را پایین می‌آورد.

بنابراین امر آسانی نیست توضیح اینکه چرا باید قانون عادی جبران قرارداد به گونه ای باشد که در آن خسارات بوسیله انجام عهد سنجیده شود. از آنجا که این “قانون عادی ” بر کل موضوع ما سایه افکنده است، ارزیابی دلایل ممکن برای موجودیت آن امری ضروری خواهد بود. می توان گفت که این بحث با سوال کلی تری نیز مرتبط است که در کل چرا باید قولی که به آن اعتماد نشده اجرایی شود؟

همچنین باید گفت که منظور ما از بحث “دلایل “این ادعا نیست که تمامی نکات با اعمال حقیقی قضایی منطبق باشد. متاسفانه بحث درباره دلایل ممکن برای احکام قانون بدون توجه به تاثیری که این ” دلایل ” به همراه می‌آورند غیر ممکن است. این دلایل عملیات روزانه روند قضایی را کنترل می کنند. کسانی که طبع فلسفه عقل گرایی برایشان خوشایند نیست، به آنچه که مطالعه می کنند نه به عنوان یک قانون بلکه به عنوان یک ضمیمه توضیحی برای فلسفه قانونی می نگرند.

چرا قانون باید از نفع انتظار حمایت کند؟

شاید روشن ترین پاسخ به پرسش بعد روانشناسی آن است. پاسخ بدین گونه است که : نقض عهد متعهد سبب احساس ضرر در متعهدله می شود. این احساس تنها محدود به مواردی نمی شود که که متعهدله به قول اعتماد کرده است. در اثراین قول موقعیتش چه تغییر کند و چه نکند، متعهدله توقعی داشته که نقض عهد متعهد سبب شده تا وی احساس کند از چیزی محروم شده که متعلق به او بوده است.

زمانی که احساس او یک حس نسبتا یکنواخت باشد قانون موقعیتی برای رد آن ندارد و آن را به عنوان یک داده پذیرش می کند و احکام مربوط به آن را ایجاد می کند.

مشکل این توضیح این است که قانون در حقیقت احساس ضرر را که تحت تاثیر نقض عهد بوجود آمده رد می کند. هیچ سیستم قضایی تلاش نمی کند به ضمانت اجرایی قضایی تمام قول ها رسیدگی کند. برخی احکام یا ترکیبی از احکام بر وارسی اجرای آن عهد ها تاثیر دارد که اهمیت بالای این عهد ها در جامعه ارتباط آنها با قانون را توجیه می کند.

قواعدی که روند وارسی را کنترل می کنند هر چه باشند نمی توانند درجه رنجشی که در اثر نقض عهد بوجود آمده را تغییر دهند. بنابراین، اگر چه بر فرض انگیزه تسکین نا امیدی در کسانی که قانون را ایجاد کرده و بر آن موثرند وجود دارد، اما طبق نفع انتظار این انگیزه به ندرت می تواند کلیدی برای حل کل مسئله حمایت باشد.

توضیح دوم برای قانون حمایت از توقع در قالب “تئوری انتظار” در قانون قرارداد بحث شده است. این تئوری طرفین قرارداد را به عنوان فاعلین یک قدرت قانون گذاری در نظر می گیرد. پس اجرای قانونی یک قرارداد صرفا اسبابی است که طبق اظهار قانون خصوصی قبلا توسط طرفین ایجاد شده است.

اگر شخص الف عهد کرده که مبلغ یک هزار دلار به شخص ب پرداخت کند، به سادگی ما فرد الف را وادار به پرداخت این مبلغ می کنیم چرا که قاموس شکل گرفته توسط طرفین این پرداخت را می طلبد.

فلسفه قانون قرارداد

اینجا بحث در مورد سهمی که تئوری توقع می تواند در ایجاد فلسفه قانون قرارداد داشته باشد ضروری نیست. مطمئنا برخی اقتباس ها از این تئوری در بیشتر تلاش ها برای استدلال عقلانی اساس شمول قرارداد قابل تمیز است. در اینجا توجه به این نکته کافی است که اگر چه بدون شک تئوری توقع برخی مسائل خسارات قراردادی را در بر می‌گیرد ولی نمی تواند به عنوان عامل دیکته کننده در تمامی دعوی های جبران انتظار مورد توجه قرار گیرد.

اگر قراردادی بیانگر یک حقوق خصوصی است، زمانی که نقض اتفاق بیفتد، در مورد اقدامی که باید در این زمینه صورت گیرد قانون فوق در کل هیچ حرفی برای گفتن ندارد. در این حالت یک قرارداد همانند یک تندیس ناتمام است که هیچ مجازاتی را مقرر نداشته و این امر به عهده دادگاه نهاده شده تا راهی برای سبب اهداف آن بیابد. بنابراین هیچ تناقضی بین تئوری انتظار و قانونی که خسارات را به نفع محدود می کند وجود نخواهد داشت. تحت چنین قانونی مجازات برای نقض قاعده ای که بوسیله قرارداد ایجاد شده است به سادگی عبارت خواهد بود از اجبار طرف دیگر به جبران اعتماد زیانبار.

البته دعوی هایی وجود دارد که ممکن است طرفین به طور واضح از پیش تعیین کرده آن که شکل معینی از جبران قضایی صورت بگیرد که می توان گفت دلالت به این دارد که آنها ” توقع داشته اند” که این جبران صورت بگیرد.

این حالت در پرداخت مبلغ معین در قول ها کاربرد دارد. اما مطمئنا همانند انواع بسیاری از قرارداد ها، کار بیهوده ای است که از تئوری انتظار توقع داشته باشیم که راه حلی آماده برای مسائل خسارات داشته باشد.

سومین راه حل امیدوار کننده

سومین راه حل امیدوار کننده مشکل ما در یک رویکرد اقتصادی یا نهادی نهفته است. ماهیت یک اقتصاد اعتباری در این واقعیت نهفته است که این امر منجر به از بین بردن تفاوت بین منافع (وعده داده شده) حال و آینده می شود. انتظارات از ارزش آینده، برای مقاصد تجاری، تبدیل به ارزش فعلی می‌شود. در جامعه ای که در آن اعتبارتبدیل به یک نهاد مهم و فراگیر شده است، این امراجتناب ناپذیر است که امید ایجاد شده توسط یک وعده قابل اجرا باید به عنوان نوعی از اموال، و تخلف از وعده به عنوان صدمه به اموال در نظر گرفته شود.

در چنین جامعه ای نقض وعده کاهش “واقعی” دارایی متعهدله را سبب مشود – “واقعی” به این معنا که این امر می تواند با توجه به شیوه های اندیشه که وارد سیستم اقتصادی ما شده است ارزیابی شود. این که متعهدله اموالی که عهد بیانگر آن است مورد “استفاده” قرار نداده است، (به وعده متکی نیست) به اندازه این سوال بی اهمیت است که آیا شاکی در تجاوز در حال استفاده از اموال او در آن زمان بوده است. قیاس اشکال معمولی اموال فراتر از این است. حتی دردادخواست تجاوز، در واقع جبران همان وصول انتظار است.

نویسنده : دکتر افشین قا

موسسه حقوقی و داوری بین المللی رویای سبز افتخار این را دارد تا با بهترین و اگاه ترین وکلای پایه یک دادگستری اماده خدمت رسانی به شما عزیزان در تمامی دعاوی حقوقی،دعاوی کیفری و دعاوی خانوادگی باشد.از طرفی شما میتوانید به صورت تلفنی نیز با وکلای ما مشاوره بگیرید.

تملک اراضی و املاک برای اجرای برنامه‌‌های عمومی و عمرانی

نحوه تملک اراضی توسط دستگاه های اجرایی و دولت

با پیشرفت جوامع بشری و روی کار آمدن دولت ها روز به روز حقوق خصوصی وفردی توسط حقوق عمومی محدودتر می شود و از آنجا که لازمه زندگی اجتماعی واگذاری برخی حقوق از جمله حق مالكيت فردی به حاکمیت است تا همگان از رفاه عمومی و اجتماعی برخوردار شوند از این رو به صورت ناگزیر باید این روابط نیز توسط قواعد و مقررات قانونی به نظم در آید. برای مثال استفاده از نعمت روشنایی در کشور مستلزم ایجاد تأسيسات مربوط در املاک و اراضی خصوصی اشخاص است. از طرفی نمی توان برای حقوق این افراد به بهانه نفع همگانی چشم پوشی کرد لذا می بینیم که قانونگذار جهت احترام به حق مالكيت راههایی را برای جبران ضرر وارده پیش بینی کرده است که در این بروشور به اختصار به آن می پردازیم.
مطابق مقررات جاری چنانچه برای اجرای برنامه های عمومی، عمرانی و نظامی وزارت خانه ها یا مؤسسات و شرکت های دولتی یا وابسته به دولت و نیز شهرداری ها و بانک ها دانشگاههای دولتی به اراضی و ساختمانها و تأسيسات و سایر حقوق مربوط به اراضی (مانند حق عبور حق مجری، حق استفاده از فضای یک ملک) اشخاص حقیقی یا حقوقی مثل شرکتهای خصوصی نیاز داشته باشند و اعتبار آن قبلا به وسیله سازمان و دستگاه دولتی مربوط یا از طریق سازمان برنامه و بودجه تأمین شده باشد ، دستگاه دولتی مزبور می تواند ملک یا ساختمان مورد نیاز خود را مستقیما یا به وسیله هر سازمان خاص دیگری که مقتضی می داند بر طبق مقررات و شرایط مربوط خریداری یا تملک کند. باید توجه داشت که برنامه هایی باید مد نظر دستگاه های اجرایی قرار گیرد که برای امور عمومی و امنیتی آن دستگاه لازم و ضروری باشد و این ضرورت باید به تأييد و تصويب بالاترین مقام اجرایی آن دستگاه برسد .
بنابراین وزارت. برای تأمین مسکن اعضای تعاونی کارمندان سازمان نمی تواند به استناد مقررات نحوه خرید و تملک اراضی و املاک، مالكيت خصوصی دیگران را محدود کند و نسبت به تملک آن اراضی اقدام کند زیرا این امر نه ارتباطی با امنیت عمومی دارد و نه به منافع عمومی جامعه بر می گردد. البته باید دانست که دستگاههای اجرایی قبل از هر اقدامی باید برای اجرای طرح های خود از اراضی ملی شده و یا دولتی استفاده کنند و عدم وجود این اراضی باید به تأیید وزارت جهاد کشاورزی برسد.

نحوه تعيين قيمت اراضی و املاک و جبران خسارت


اصولا بهای عادله اراضی یا ساختمانها و تأسیسات و سایر حقوق مربوط و خسارات وارده از طریق توافق بین دستگاههای اجرائی و صاحبان و مالکان آن تعیین می شود. در صورت توافق اگر بهای عادله و مبلغ مورد معامله با خسارت مالک بیش از یک میلیون ریال نباشد سازمان دولتی می تواند رأسا نسبت به خرید ملک و پرداخت خسارت اقدام کند و هرگاه مبلغ مزبور بیش از یک میلیون ریال باشد این امر باید به تصویب اعضای هیأت موضوع ماده 71 قانون محاسبات عمومی برسد و یا اگر متقاضی این امر شهرداری است باید به تصویب شورای اسلامی شهر یا استان برسد. در صورت حصول توافق، سازمان دولتی موظف است حداکثر ظرف سه ماه نسبت به خرید ملک و پرداخت حقوق یا خسارات اقدام و يا آنکه انصراف خود را از خرید و تملک كتبا به مالک یا مالكين اعلام نماید . به هر حال عدم اقدام به خرید یا اعلام انصراف در مدت مذکور به منزله انصراف است.|
- در صورت عدم وجود توافق بین دستگاه دولتی و مالک چه راه حلی وجود دارد؟
در این حالت بهای عادله توسط هیأتی مرکب از سه نفر از کارشناسان رسمی دادگستری تعیین می شود.

نحوه انتخاب کارشناسان رسمی دادگستری چگونه است؟

یک نفر از کارشناسان از طرف دستگاه اجرایی متقاضی تملک و خرید، یک نظر از سوی مالک یا صاحب و نفر سوم با تراضی طرفین انتخاب می شود و اگر برای معرفی کارشناس سوم هر یک از طرفین استنكاف نمایند ، با معرفی دادگاه محل وقوع ملک نفر سوم انتخاب می شود. نظر اکثریت این سه نفر در تعیین بهای عادله قطعی و لازم الاجرا است.

کارشناسان برای تعيين بهای عادله چه ملاکی دارند؟ راه حلی برای جبران ضرر

ملاک تعیین قیمت اراضی و املاک بهای عادله روز بر مبنای قیمت اراضی و ساختمانها و تأسيسات مشابه در حوزه عملیات طرح بدون در نظر گرفتن تأثیر پروژه مذکور در قیمت آنهاست. زیرا وجود و تأسيس ساختمانهای دولتی و تأسیسات عمومی عمدتا به صورت مثبت یا منفی بر قیمت سایر اراضی و املاک مجاور اثر می گذارد.

در مواردی که ملک محل سکونت یا مکان در آمد برای مالک باشد، علاوه بر بهای عادله صدی پانزده به قیمت ملک افزوده خواهد شد. تشخیص این امر نیز با دستگاه اجرایی متقاضی است و در صورت بروز اختلاف تشخيص نهایی با دادگاه می باشد.

چنانچه ملک مورد نظر زمین زراعی باشد و علاوه بر مالک زمین زراعی، در آن زمین مطابق عرف، کشاورزی کشاورزانی دارای حق باشند آیا نسبت به جبران حقوق آنان نیز اقدام می شود؟

اگر برابر نظر اداره کشاورزی زارعین دارای حقوقی در ملک باشند حقوق زارعین ذی نفع به تشخیص اداره کشاورزی از محل ارزش کل ملک به آنان پرداخت و بقیه در هنگام انجام معامله به مالک پرداخت می شود. چنانچه در ملک ساختمان روستایی فاقد سند مالكيت و یا هرگونه اعیانی و یا حقوقی مانند حق ریشه، بهای شخم، بذر، کود و . وجود داشته باشد یا زارع زحماتی برای آماده کردن زمین متحمل شده باشد قیمت اعيانی و حقوق متعلق به آن برابر قرار داد موجود بین زارع و مالک یا طبق مقررات یا عرف محل از طریق توافق و یا از سوی کارشناسان تعيين و از محل ارزش کل ملک به او پرداخت می شود و بقیه به مالک پرداخت خواهد شد.

در مورد اماکن تجاری که محل کسب و پیشه است آیا حق کسب و پیشه به مالک یا متصرف تعلق می گیرد؟


اگر ملک ، محل کسب و پیشه اشخاص باشد در صورتی به آن حق کسب و پیشه تعلق خواهد گرفت که حداقل یک سال قبل از اعلام تصمیم دستگاه دولتی متقاضی محل کسب و پیشه بوده باشد البته دستگاه اجرایی می تواند به جای پرداخت حق کسب و پیشه در صورت رضایت صاحب حق تعهد نماید که پس از انجام طرح، محل کسبی در همان حدود به صاحب حق واگذار کند.
- از زمان ارجاع امر به کارشناسان چند ماه فرصت اظهار نظر دارند و دستمزد آنان توسط مالک پرداخت می شود یا دستگاه دولتی؟
کارشناسان مكلف اند ظرف یک ماه نظر کارشناسی شان را دقيقا اعلام کنند و دستمزد کارشناسان طبق تعرفه صورت می گیرد و در صورت اختلاف طبق نظر دادگاه مشخص می گردد. نصف هزینه کارشناسی به عهده مالک می باشد که در هنگام انجام معامله از ارزش ملک کسر می شود.

آیا مالک می تواند به جای دریافت بهای ملک از دستگاه اجرایی متقاضی، اراضی مشابه ملی یا دولتی بگیرد؟

در صورت رضایت مالک و تشخيص دستگاه اجرایی عوض اراضی تملیک شده از اراضی مشابه ملی یا دولتی متعلق به سازمان مربوطه قابل واگذاری است. در این حالت نیز تعيين بهای عوض و معوض بر عهده هیأت کارشناسان می باشد.

آیا دولت می تواند قبل از پرداخت بهای ملک و اراضی نسبت به تصرف آن اقدام کند؟


قبل از انجام معامله و پرداخت قیمت آن چنین مجوزی وجود ندارد مگر هنگامی که مالک از انجام معامله خودداری کند یا مالک مجهول باشد یا بواسطه فوت مالک انجام معامله قطعی ممکن نباشد و همچنین اگر فوریت طرح ایجاب کند با ذکر دلایل موجه به تشخیص و زیر دستگاه دولتی اجرای طرح ضرورت داشته باشد می توان قبل از انجام معامله قطعی و با تنظیم صورتجلسه وضع موجود ملک، با حضور مالک یا نماینده او و نماینده دادستان و کارشناس رسمی نسبت به تصرف و اجرای طرح اقدام کرد. در هر حال دستگاه دولتی مکلف است ظرف ۳ ماه از تاریخ تصرف نسبت به پرداخت یا توديع قیمت عادله طبق نظر هیأت کارشناسان اقدام کند. و از طرفی مالک یا صاحب حق می تواند در صورت عدم پرداخت بها در طی مدت مذکور با مراجعه به دادگاه درخواست توقیف عمليات اجرایی را تا زمان پرداخت بها بنماید و محاکم دادگستری نیز تکلیف دارند به این موضوع در وقت فوق العاده و خارج از نوبت رسیدگی کنند .

اگر مالک از انجام معامله با دولت خودداری کند آیا دولت می تواند رأسا ملک را به تصرف در آورد؟

چنانچه مالک ظرف یک ماه از تاریخ اعلام دستگاه دولتی برای معامله مراجعه نکند یا از انجام معامله به نحوی خودداری کند مراتب برای بار دوم اعلام و پس از گذشت ۵ روز مهلت مجدد ارزش تقویمی ملک که طبق نظر هیأت کارشناسی تعیین شده به صندوق ثبت محل واریز می شود و دادستان محل یا نماینده وی سند انتقال را امضاء و ظرف یک ماه به تخلیه و خلع ید اقدام خواهد کرد و قیمت ملک یا حقوقی و خسارت وارده از سوی اداره ثبت به ذيحق پرداخت و اسناد قبلی مالک اصلاح یا ابطال می گردد و سند مالكيت جدید به نام دستگاه دولتی مربوط صادر می شود .



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.